مرتضى راوندى

327

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مغولان نيز به مسألهء عفت زن دلبستگى و علاقه داشتند « در ناحيهء كامول ، كه مغولها آن را خاميل مىگفته‌اند . . . و در حدود تبت قرار دارد ، رسم چنين بوده كه وقتى مسافرى از راه مىرسيده و مايل بوده در خانه‌اى استراحت كند ، مرد آن خانه بيرون مىرفته و زن و دختر و خواهر خود را باقى مىگذاشته تا هرنوع كه مهمان بخواهد ، از او پذيرايى كنند ، و تا هر وقت كه در آن خانه مىماند مرد به سرزندگى خود بازنمىگشت . منكوقاآن پس از فتح اين منطقه ، از اين سنت ديرين جلوگيرى كرد . اتفاقا خشكسالى سختى پديد آمد . مردم اين بلاى آسمانى را معلول سه سال عفت و ترك روش ديرين شمردند . و از خان تجديد رسم كهن را طلب كردند . خان از غضب گفت « حال كه شما اصرار داريد به اين بيشرافتى زندگى كنيد ، برويد و رسوم رسوايى خود را از سر گيريد . . . همه شادمان شدند و بار ديگر اين رسم برقرار گرديد . » « 221 » « مغولان پس از مرگ ، ما يحتاج زندگى را بطور نشانه ، نه بطور كامل ، با آنها به خاك مىسپردند . و در مورد سران مغول مشاهده مىكنيم كه جزء ما يحتاج زندگى دخترانى را نيز زنده با آنان به خاك مىسپردند . » « 222 » « جالب توجه است كه قوم بيابانگرد مغول نيز پس از آنكه به قدرت و ثروت بيكران رسيدند ، مانند همهء اقوام متنعم ، در فساد و خودپرستى فرورفتند ؛ بطورى كه از سفرنامهء ماركوپولو برمىآيد ، قوبيلاىقاآن ( 693 - 658 ) هردو سال يك‌بار سفيران مخصوصى به اطراف و اكناف كشور گسيل مىداشت و آنان موظف بودند زيباترين و دلرباترين دوشيزگان حوزهء مأموريت خود را گرد آورند و پس از آنكه آنان را از لحاظ اندام و دهان و دندان و گيسوان و چشم و چهره مورد آزمايش قرار دادند ، خيل مهرويان را به دربار قاآن مىبردند و در آنجا مأمورين مخصوص پس از مطالعات لازم ، گل سرسبد زيبارويان جهان را برمىگزيدند . ولى انتخاب نهايى در دربار صورت مىگرفت ؛ يعنى از ميان آنهمه مهرويان فقط سى چهل نفر كه از جهات مختلف ممتاز بودند و از حيث طرز تنفس ، بوى دهان ، آرامش خواب و عدم اعتياد به خرناس ، برگزيده و ممتاز بودند ، به گروه مهرويان مىپيوستند و در آنجا به دسته‌هاى پنج نفرى تقسيم مىشدند و هر گروهى مىبايستى شبانه‌روز در تالار مخصوص امپراتور آمادهء كار باشند و دستور قاآن را اجرا و تمايلاتش را برآورده سازند . پس از سه شبانه‌روز گروه ديگرى به جاى آنان به خدمتگزارى مىپرداختند . به اين ترتيب ، مىبينيم در دورهء مغول نيز پس از اسكان و شهرنشينى طبقات بالاى اجتماع ، دستخوش فساد و خودخواهى شدند ؛ مخصوصا در ايران ، پس از آنكه مغولان به حكم ضروريات اجتماعى و اقتصادى ، به اسلام گرويدند موقعيت زنان رو به وخامت نهاد ؛ زنان ، كه روزگارى از آزادى و اختياراتى برخوردار بودند ، در حرمسراها محدود شدند و خواجگان و غلامان به توطئه و كنكاش عليه آنان مشغول شدند . ديگر زنان در جلسات مشورتى ( قوريلتاىها ) شركت نمىكردند و در حل و فصل قضاياى سياسى و اجتماعى

--> ( 221 ) . همان ، ص 75 از همان مأخذ ، ص 58 ) . ( 222 ) . نگاه كنيد به : تاريخ جهانگشا ، ج 1 ، ص 98 ( از همان مأخذ ، ص 65 ) .